سلام بچه ها خوبین؟… خوشین؟…چه خوب…خدارا شکر ولی الان یکی بینمونه که خیلی حالش گرفتست اگه الان ما درکش نکنیم و به دادش نرسیم خدا می دونه چی به سرش میاد باشه... می تونین حدس بزنین کی تو ذهنمه؟ ای ول عزیز زدی تو خال » سمیرا خانوم (مدیر وبلاگ معبد مرگ) ولی این یکی را عمرا بتونین حدث بزنین که چرا ؟… خوب خودم الان واستون میگم. راسیاتش… سال تحصیلی جدید داره آغاز میشه وما(دانشجوهای بدبخت) باید کم کم آماده ی رفتن بشیم ولی آخه سمیرای ما با دوریه خاله جونش چه کار کنه؟ می دونین الان دلش خون احتمالا الان رفته تو اتاقش دررا قفل کرده داره هق هق گریه میکنه!!!… چطوری طاقت بیاره؟ ما که رفتنی شدیم ولی بچه ها خواهشن تنهاش نذارین برید دلداریش بدید بگید غصه نخره تا چشم به هم میزنه عزیزش بر می گرده… بگید خدا بزرگه … شما نمی دونین الان اون چی می کشه… سمیرا خانوم را اول به دست خدا و بعد به دست شما سپردم… ببینم چه می کنین... حق یارتون ![]()
![]()
شایدم حق داشته![]()
![]()
… شاید حتی جواب هیچ کسی راهم نده!!…![]()
![]()
![]()
![]()
+ نوشته شده در پنجشنبه 28 شهریور1387ساعت 15:48 توسط زهرا |