برو برو که دگر آشنا نمی خواهم به درد خو گرفتمو دوا نمی خواهم تو قبله گاه منی ,من ز قبله بیزارم تو گر خدای منی, من خدا نمی خواهم ما چون ز دری پای کشیدیم, کشیدیم... امید زهر کس که بریدیم, بریدیم... دل نیست کبوتر که چو برخاست, نشیند از گوشه ی بامی که پریدیم, پریدیم...
+ نوشته شده در سه شنبه 27 مرداد1388ساعت 13:16 توسط زهرا |